
![]()

از تمام دوستان عزیز که با نظرات خوبشون منو در سر پا نگه داشتن این وبلاگ کمک می کنن صمیمانه تشکر می کنم
از آقایان ایوب عزیز برای نظر خوبشون از شیزوکای نینجا و سامان فاضل و آقای صفار نژاد هم رشته خودم واقعا ممنونم و از همه دوستانی که نظر دادن و من اسمشون رو نیاوردم عذر خواهی میکنم... این وبلاگ متعلق به همه ورزشکارای ایرانی عزیزه....
من اینجا رسما اعلام می کنم که وبسایت رزم آوران آدرسش تغییر کرده و دوستان عزیز می تونن از این لینک وبسایت جدید رو ببینن رزم آوران
خوب فعلا این عکسا رو ببینین تا فکر کنم در مورد کدوم رشته مطلب بنویسم...




Hadi Saei
From Wikipedia, the free encyclopedia
| Medal record | |||
|---|---|---|---|
Hadi Saei | |||
| Competitor for Iran | |||
| Men’s Taekwondo | |||
| Olympic Games | |||
| Gold | 2004 Athens | 68 kg | |
| Gold | 2008 Beijing | 80 kg | |
| Bronze | 2000 Sydney | 68 kg | |
| World Championships | |||
| Gold | 1999 Edmonton | 72 kg | |
| Gold | 2005 Madrid | 72 kg | |
| Silver | 2003 Garmisch-Partenkirchen | 72 kg | |
| Bronze | 2007 Beijing | 72 kg | |
| Asian Games | |||
| Gold | 2002 Busan | 72 kg | |
| Bronze | 2006 Doha | 72 kg | |
| Asian Championships | |||
| Gold | 2006 Bangkok | 72 kg | |
| Silver | 2002 Amman | 72 kg | |
Hadi Saei Bonehkohal (Persian: هادی ساعی بنه كُهل , born June 10, 1976 in Ray) is an Iranian Taekwondo athlete who became the most successful iranian athlete in Olympic history after snatching gold in the 2008 Summer Olympics. He competed in the Men's 68 kg (featherweight) at the 2004 Summer Olympics and won the gold medal. In addition, he competed in the Men's 80 kg at the 2008 Summer Olympics[1] and won his second olympic gold. Earlier in his career and in the 2000 Summer Olympics in Sydney, Saei had won the bronze medal.
He has been World Champion in the Tae Kwon Do World Championships 7 times and was recently awarded the title of 'Best Tae Kwon Do Player of all Time' by the International Board. Currently, he is a senior at the Iran Physical Education University.
Saei officially ended his career as a Tae Kwon Do athlete on November 8, 2008 (18 Aban 1387)
2008 Olympics
In the 2008 Beijing Summer Olympics, Saei's gold medal was really important for all Iranian athletes who participated in this year's Olympic games. Saei was the last Iranian athlete to compete. Iran's hope to avoid its worst Olympics showings was resting on Saei's shoulders.
In the first match against the Nepalese Deepak Bista his right hand was fractured during the fight however he did not indicate about his injury in the entire competiton despite enormous pain until he won the final against the Italian Mauro Sarmiento. Immediately after winning the Gold medal his hand was in plaster cast. Previously he wanted to say farewell after winning in the final, but his coach Reza Mehmandoust has advised him not to do it.
By winning his gold medal, Saei ensured that Iran was leaving Beijing with a better result than their poor showing at the 1948 Summer Olympics in London, where they bagged only one bronze medal. Full results of Iran's medals in the history of the Summer Olympic games can be found in the 'Medal tables' in Iran at the Olympics

مسابقه ورزش بوکس بطور رسمی در ششصد و هفتاد و هفت سال قبل از مسیح در بیست و سومین بازی المپیک در هاین که اولین نبرد این ورزش است شروع شده و «ابراستوس» اهل سمیرنا در این مسابقه فاتح و قهرمان شناخته شد. اینکه قدیمیترین نبرد بوکس به چه نوع صورت گرفت و چگونه با یکدیگر میجنگیدند معلوم نیست. چنانکه در تواریخ روم ذکر شده است که طرفین مشتهای خود را به چرمهای خامی محکم بسته و سعی میکردند که با ضربات محکمی از این مشتهای سخت و سنگین حریف را از پای در آورند. البته این مسابقات بدون رعایت وزن بدن انجام میشد.
ملائکوماس که پدرش نیز چهل و پنج سال بعد از مسیح فاتح بوکس و قهرمان المپیک گردیده بود عموم رقیبهای خود را تنها با فن (نه با زور و قدرت) مغلوب میساخت. مسابقههایی که بدین صورت وقوع مییافت بدون انقطاع بود و دائماّ در میدانهای مسابقه یک ورزشکار با قهرمانان آماده بنبرد بوده و هرکس که از بین تماشاچیان داوطلب مسابقه بود دست خود را بلند میکرد. ملائکوماس قهرمان رومی که در اکثر نبردها ورزشی بدین نوع فاتح میگردید بالاخره در یک مسابقه که حریف او کشته شد اشتهاری بسزا یافت. در این مسابقهها قهرمانان دوره امپراتوری روم دستهای خود را باآلتی شبیه به دستکش که روی آن میخهای محکم فولادی کوفته شده بود مجهز میکردند و نیز یک نوع دستکش مخصوص دیگر که از چرمهای سخت و محکم در دست میگرفتند و مسابقه را شروع میکردند. با استفاده این دستکشها در هر مسابقه یکی از دو طرف حتما سخت مجروح یا مقتول میشد سبب شد که مسابقههای بوکس بدین شکل ترک شود. در واقع بازی بوکس با از بین رفتن مسابقههای المپیک توأم گردیده و در سال 400 بعد از میلاد قهرمانان ورزشهای مختلف بوکس را به کلی فراموش کردند. در همان عصر یا چند قرن بعد ورزش کشتی گیری که مخاطرات ان کمتر از اینگونه بوکسها نبود متداول شد و از ورزشهای عمومی گردید.
مقارن با آغاز قرن هیجدهم مجدداَ بازی بوکس و کشتی گیری که هر دو از بین رفته بودند شروع شد بطوریکه حکایت میشود یک نفر کشیش ایتالیایی که نامش «سن برنادن» بود به جوانان عصر خود فن بوکس را میآموخت و منظورش از این عمل این بود که دوئل (مبارزه با شمشیر) را که پیوسته به مرگ یکی از دو حریف پایان مییافت منسوخ نماید و به جای آن نبرد با مشت که خطر آن کمتر است متداول کند. سن برنادن رواج این فن را یک نوع احسان و نیکوکاری میدانست از این رو او را پدر بوکس نامیده اند.
در لندن هم یکی از استادان شمشیر بازی به نام جمس فیک مدرسه ورزش بزرگی دائر کرد که گذشته از تعلیم شمشیر بازی و نیزهپرانی و غیره فنون بوکس را نیز به شاگردان خود میآموخت.
جمس فیک برای مشتزنی قواعد و قوانین مخصوصی وضع نکرد بلکه مثل امروز محوطهای که اطراف آن با طناب محصور است ایجاد کرد و به شاگردان خود چنین اجازه داد که در حین بوکس حق دارند یکدیگر را گرفته و به شکل کشتی به زمین زنند در این کشتیگیری هر کس که بر زمین نمیخورد فاتح محسوب میشد. برای این چنین مسابقهها چنانکه ذکر شد قواعد خاصی وضع نشده بود از این لحاظ بسیار خطرناک میشد و داوطلبان بوکس پس از محاربه مشت و گلاویز شدن با یکدیگر گاهی هر دو به زمین میخوردند و در نتیجه تعیین و معرفی فاتح بسیار مشکل میشد.
پس از ایجاد بوکس به این صورت یکی از استادان ورزشکار انگلیسی موسوم به چک بروکتون در سال 1749 در مسابقهای که داور قوانین و دستورات مخصوص وضع کرد وسعت میزان مسابقه و عده اشخاصی که حق ورود به محوطه میدان بازی را داشتند معلوم کرد. ولی هنوز این بازی به طور رسمی معول نشده بود و در هر جا که مشت زنها مسابقه میدادند پلیس آنها را متفرق میساخت.
در قرن هیجدهم با اینکه انواع ورزشها در انگلستان بحد اعلاء ترقی خود رسید و قهرمانان بسیاری دیده میشد به این دلیل هیچ اهمیتی به این ورزش نمیدادند و آن را ورزشی خطرناک میدانستند زیرا تصور میشد که یکی از داوطلبان حتما بایستی کشته یا سخت مجروح گردد.
جون جاکسون که از استادان بوکس قرن هیجدهم بود تدریجا بوکس را رسمی کرد و چون خود استاد بی نظیری بود در هر مسابقه مبالغ هنگفتی عاید او گردید زیرا از همان موقع جوائز سنگینی برای قهرمانان این فن معین شده بود. این شخص اولین مشت زن و قهرمان عصر خود بود و توانسته بود این ورزش را در دنیا رواج دهد.
در سال 1835 جمس پورله ورزشکار انگلیسی این ورزش را به آمریکا برد. ولی پیشرفت آن به قدری سریع بود و به اندازهای آمریکائیها به این ورزش راغب بودند که در سال 1860 یعنی 25 سال پس از ورود این ورزش در آمریکا جون سن هیس آمریکایی توانست در سرزمین انگلستان که این بازی وضع شده و قرنها قهرمانان دنیا از آن مملکت بودهاند فاتح گردد و در تمام دنیا بی رقیب باشد.
با آنکه جک بروگتون مدت هه بود که دست کش مخصوص بوکس را اختراع کرده بود ولی بیش از یکی دو مورد آن را به کار نبرده بودند و در اکثر مسابقهها با مشت گره شده و بدون دست کش با یکدیگر میجنگیدند از همین جهت مدت مسابقه و دوره آن خیلی طول میکشید طویلترین دورهای بوکس که در سال 1824 در 23 ژوئیه بین قهرمانان آمریکائی میکه مادن و بیل هایس انگلیسی در انبرگ انگلستان انجام شد. این مبارزه جمعاَ شش ساعت و سه دقیقه بطول انجامید.
ورزش بوکس با وضعیت کنونی از سال 1890 یعنی پس از آنکه مارکیز کوئینزبری قواعد جدیدتری وضع کرد و استعمال دست کش بوکس را رسمی کرد شروع شد. او مدت هر دوره بوکس را سه دقیقه و فواصل بین دورها را یک دقیقه معین کرد و چون این دستور میتوانست نتیجه نیکویی برای ورزیدن و رفع خستگی بشود از طرف عموم ورزشکاران دنیا قبول شد و طریقهای که کینز معین کرده بود متداول و مرسوم گردید.
برای اولین دفعه مسابقه با وضع جدید در سال 1892 در هفتم سپتامبر در ارولئون بین جون سولیوان آخرین قهرمان مشتزن بدون دست کش که قهرمان تمام آمریکا بود و جوانی بیست و شش ساله موسوم به جمس میکوربت که او نیز آمریکائی و ار رقیب خود دو سال کوچکتر بود انجام و پس از 21 دوره (راند) مبارزه قهرمان قدیم دنیا که بدون دستکش عنوان و مقام عجیبی پیدا کرده بود مغلوب قهرمانی شد که با دستکش بوکس را آموخته بود.
تاریخچه فن بوکس در ایران
دقیقا معلوم نیست که چه کسی این ورزش را به ایران آورده است ولی به گفته برخی از استادان جوانی پرشور و متهور موسوم به هوارد باسکرویل از آمریکا بسمت مدیریت کالج آمریکائی در رضاییه مامور شد. این جوان با خود مقداری اثاث ورزش و چند دستکش بوکس به ایران آورد. او بعدها با مشروطهخواهان ایران همراه شد و در جریان جنگی کشته شد.
سالهایی که صنعت سینمای ایران ترقی کرد جوانان روی پرده سینما این ورزش را دیده و با خود تمرین میکردند چند نفری هم که در آن سالها به خارج برای تحصیل رفته بودند به این ورزش آشنا شدند. در سالهای 1314 یک نفر مهندس چکسلواکی موسوم به فایت که مامور ایران در کمپانی اشکودا در تهران شده بود وارد ایران شد. فایت یکی از قهرمانان معروف سنگین وزن اروپا بود و چندین سال قهرمان اروپا بود و یک بار هم ماکس شملینگ آلمانی را مغلوب کرده بود. چند نفر از علاقهمندان در آن دوران نزد ایشان مشغول به تمرین شدند که آقایان ناطقی (محصل مدرسه نظام) و استوار زنگنه پور از جمله این افراد بودند.
در همین سالها در بعضی از شهرهای ایران جوانان به این ورزش آشنا شدند برای مثال درمشهد منوچهر مهران و حسین بنایی و چند نفر دیگر نزد یک نفر آلمانی مهندس برق به تمرین این فن مشغول بودند.
از سال 1318 که به دستور رضا شاه مسابقات قهرمانی کشور شروع شد تا سال 1324 این ورزش جزء برنامه نبود. علت اصلی نبودن وسائل و مربی و نبودن مقررات لازم بود. بالاخره در سال 1323 این ورزش مورد توجه اداره تربیت بدنی واقع شد و برای اولین دفعه بطور رسمی جزء برنامه مدارس و دانشکدهها شد این مسابقه با وسائل آمریکاییها و قضاوت آمریکاییها و «محمد پور» و «عبدالله نادری» انجام شد در خاتمه مسابقه گلدان نقرهای جهت یاد بود و قدر دانی از زحمات مربی ورزش آمریکایی توسط رئیس اداره تربیت بدنی (ابوالفضل صدری) به ایشان داده شد. این عمل موجب نهایت نزدیکی روابط ورزشی ما شد چنانچه جوانان ایرانی در اکثر مسابقات با آمریکاییها شرکت نمودند و غالبا هم پیروز میشدند. یک روز سروان پل دولین به آقای نادری گفتند بد نیست که با دستکش ما و دکتر و مربی ما و به طور کلی با دست خودمان ما را کتک میزنند. در سال 1324 از طرف اداره تربیت بدنی آقای نادری مامور شدند جهت مسابقات قهرمانی تهران رینگ بوکس تهیه نمایین که قیمت ان هم 150000 ریال بوده است. و طبق نقشه ایکه از آخرین مدل تهیه شده بود ساخته شد. که این رینگ مزبور از طرف را آهن به سازمان تربیت بدنی ایران هدیه شد. در سال 1324 برای اولین بار با کمک اولیای ارتش آمریکایی مقیم ایران و با واگذاری مقدار کافی وسائل و قضاوت و لوازم مورد احتیاج مسابقه دستجات آزاد انجام شد .
بوکس در ایران پس از فعالیتی 34 ساله با پیروزی انقلاب دچار وقفه شد این رشته پس از ده سال بار دیگر راه اندازی شد و بدلیل ابهامات ایجاد شده و عدم تفاوتی که در جامعه بین بوکس حرفهای و آماتور وجود داشت این رشته جایگاه گذشته خود را بدست نیاورد و در این میان مسائل شرعی و برخی اظهارات در این زمینه بر ابهامات افزود و ذهنیتهای منفی نسبت به بوکس ایجاد کرد.
وزن دستکش
وزن دستکش تا متوسط وزن 8 اونس ؛ متوسط 10 اونس و برای سنگین وزن 12 اونس کمتر نباشد.
محل بوکس
محل بوکس از داخل طنابها 6.10 × 6.10 متر مساوی با 20 ×20 فوت و از خارج 8 × 8 متر مساوی با 26 × 26 فوت میباشد. گوشهها بایستی بخوبی (در قدیم با پارچه و پنبه)توسط تشکهای مخصوص پوشیده شود. محوطه از چهار طرف توسط 4 طناب پوشیده شده که قطر طنابها یک اینچ و روی آن توسط پارچه نرمی یا لاستیک پوشانده میشود. فواصل طنابها از کف محوطه به ترتیب 30 , 60 , 90 , 120 سانتی متر میباشد. کف محوطه بوکس بایستی با تشک به ضخامت 5 سانتی متر و روی تشک را نیز با برزنت محکم پوشیده شده و توسط طناب به کف محوطه بسته میشود.
اوزان مسابقه
اوزان در مسابقات آماتور هشت کلاس با اوزان زیرین مورد نظر است 48ؤ51و54و57و60و64و68و75و81و85و91و+91
وسایل مورد نیاز: از قبیل بطری آب و حوله و اسفنج و نظایر آنها لازم است که از طرف باشگاه مربوطه تأمین میشود.
نکاتی در مورد امتیازات مسابقه
1- تعداد ضربات – ضرباتی که مطابق قانون و بدون دفاع به هدف اصابت نماید 2- . 3- حمله و روش صحیح بوکس لازم است کاملاً مورد نظر باشد. 4- ضربات خطا و غیر فنی حساب نمیشود 5- در موقعی که داور وسط خطا را دیده و تذکر میدهد در صورتي كه از سه بار بيشتر تكرار شود امتیاز کسر شود توسط داورها ضربات صحیح بایستی با مشت بسته و با سطح جلو چهار انگشت و يا چهار بند دست زده شود. محل صحیح ضربات جلوی صورت و طرفین آن , جلوی بدن بالاتر از کمربند و طرفین ضربه زده شود , روی ساعد و بازو و دستکش امتیاز نخواهد داشت. نسبت به اتفاقات آنی تصمیم داور وسط قطعی است و در غیر این صورت کمیته مسابقات تصمیم لازم را میگیرد.
دنیرو برای بازی بهتر در نقش لاموتا چند جلسه با او تمرین مشتزنی کرد و برای بهتر نشان دادن وضعیت بدنی لاموتا پس از دوران افول و قرار گرفتن در نقش، وزن خود را حدود ۳۰ کیلوگرم زیاد کرد.
بازیگران
- رابرت دنیرو (جیک لاموتا)
- کتی موریارتی (ویکی تایلر لاموتا)
- جو پشی (جویی لاموتا)
- فرانک وینسنت (سالوی بتز)
- نیکولاس کولاسانتو (تامی کومو)
- ترزا سالدانا (لنور لاموتا)
![]()
Regina Halmich
این بوکسر 28 ساله توانسته است تا از مقام قهرمانی خود 10 سال دفاع کند و بدون شکست باقی بماند. به گفته خود خانم رگینا این ده سال، سختترین سالهای زندگیش بوده اند. او حالا که به گذشته اش نگاه می کند، می تواند نفسی راحت بکشد و جشن کوچکی بگیرد، این مطلب را رگینا هالمیش در جشنی که برای او در Nancyhalle ترتیب داده اند می گوید.
بوکسوگرافی
رگینا هالمیش در سال 1976 در شهر کارلسروهه (Karlsruhe) آلمان بدنیا آمد. بعد از دوران مدرسه و تحصیلش، او منشی یک وکیل دادگستری شد، اما در سال 1993 این شغل را کنار گذاشت و به سمت ورزش بوکس رفت و توسط Torsten Schmitz و تحت مربیگری Klaus-Peter Kohl به تمرین بوکس پرداخت. در آن زمان او در رده سبکترین وزن یا همان مگس وزن (Flyweight) بوکس می کرد.
در ماه آپریل 1994 او اولین مسابقه رسمی خود را با Finie Klee هلندی انجام داد که در آن موفق شد تا حریف خود را در پنج راند البته با احتساب امتیاز شکست دهد. در ماه های بعدی همان سال او توانست مسابقات دیگری را انجام دهد که البته تمامی آنها با برد پشت سر گذاشت.
در ماه نوامبر همان سال، یکی از مهمترین مسابقات او انجام شد. در آن مسابقه او برابر Cheryl Robertson انگلیسی بر سر عنوان قهرمانی اروپا (در رده مگس وزن) قرار گرفت که توانست در ده راند با احتساب امتیاز، رابرتسون را شکست دهد. بردهای او همچنان ادامه داشت تا اینکه در اول آپریل 1995 در لاس وگاس آمریکا از Yvonne Trevino شکست خورد. گرچه او حریف خود را یکبار به زمین انداخته بود اما جراحت زیاد صورت رگینا باعث شد تا حریف آنرا در راند دهم ناک آوت (KO) کند و عنوانش را بدست آورد.
در ماه جون (June) همان سال، او توانست با غلبه بر Kim Messer، دوباره مقام قهرمانی را از آن خود کند.

رگینا هالمیش در حال مبارزه
آن مسابقه چهل و نهمین مسابقه مشت زنی رگینا بشمار میرفت. از این 49 مسابقه، او فقط یک شکست را از آن خود کرده است.
افتخارات
رگینا هالمیش همچنین در سالهای 1996، 1997، 1999 و 2003 توانست عنوان "هرم طلایی" یا همان Goldene Pyramide که به بهترین ورزشکار (زن) سال آلمان داده می شود را بدست آورد.
او همچنین از طرف فدراسیون جهانی بوکس زنان چندین بار به عنوان بهترین بوکسر معرفی شده است.
زنی خیرخواه
گرچه رگینا در رینگ خانمی خشن به نظر می رسد، اما او بانویی خیرخواه است. او همه ثروتی که از مسابقات و شغل خود بدست آورده را خرج خود نکرده و بخشی از آنرا تحت دو پروژه برای کمک به کودکان فقیر و بی سرپرست و کمک به از بین بردن بیماری ایدز اختصاص داده است.

گفته میشود کاراته دارای قدمتی پنج هزار ساله است و يکی از استادان اوليه و مبتکران اين فن بوديدهاراما است که حدود 525 سال قبل از ميلاد مسيح مي زيسته است. وی که از پيشوايان مذهبی بودایی بود، به تنهايی از هند به راه افتاد و پس از راهپيمايی چند هزار کيلومتری خود و با پشت سر گذاشتن موانع طبيعی بسيار مشکل موجود در آن زمان به چين رسيد و در ايالت هون نان و معبد شائولين اقامت گزيد. تعاليم بوديدهاراما شامل تمرينات شديد انضباطی و رعایت پرهيزکاری بود. وی 9 سال رنج و رياضت همراه با تفکر و برای اين که شاگردانش نيز بتوانند در مقابل ساعتهای طولانی تفکر و انديشه تاب مقاومت بياورند و نيز با زورگويانی که تعاليم مذهبی و مردان دين را سد راه خود میديدند به مبارزه و مقابله برخيزند 18 حرکت تمرينی را ابداع نمود که در حقيقت زير بنای حرکات کاراته امروزی است.

کاراته امروزی شکل تکامل يافته ای از کمپوی چينی (بوکس چينی) می باشد که در ابتدا اوکیناواته نامیده ميشد. از هنگامی که حکومتهای استبدادی در چين سلسله کينک 1644-1911 و سلسله ساتسوما در اوکیناوا به منظور جلو گيری از ورزيده شدن مخالفان و نيز تحت کنترل در آوردن مردم قانون منع استفاده از شمشير را به مورد اجرا گذاشتند و به جمع آوری سلاحهای رزمی اقدام نمودند مردم به سوی آموزش هنر مبارزه با دست خالی روی آوردند که همين امر باعث شکوفايی هرچه بيشتر کاراته شد.
در سال 1921 يکی از بزرگترين استادان کاراته جزیره اوکیناوا گيچين فونا کوشی 1868-1957 توانست با قدرت و ظرافت تمام کاراته را به ژاپن معرفی نمايد و برخی ديگر از هنر جويان که تحت تعليم بزرگترين استادان اوکيناوا قرار گرفته بودند، تکنيکهای سنتی را با يکديگر ترکيب نموده و سبکهای متعددی از کاراته را به وجود آوردند.

سال 1342 سال ورود كاراته به ایران توسط هرمز میربابایی و محمدعلی صنعتكاران و فرهاد وارسته هستند میباشد.
در حال حاضر، سبکهای مختلف کاراته، بالغ بر صدها سبک میشود که در واقع، بازگشت همه آنها به چهار سبک اصلی و مادر از سبکهای اصلی و کنترلی و يک سبک نيمه کنترلی میباشد.
سبکهای کاراته
- سبک های کنترلی عبارتند از:
- شوتوکان بنيان گذار: گيچين فونا کوشی. در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
- شيتوريو بنيان گذار: کنوا مابونی. شيتوريو متشکل از دو سيستم ناهاته و شوری ته در کاراته میباشد.
- گوجوريو بنيان گذار: میاگی چوجون. گوجوريو روش سفت و نرم، که در اوکيناوا شکل گرفت و و متعلق به سيستم ناهاته در کاراته میباشد.
- وادوريو بنيان گذار: اوتسوکا هيرونوری. وادوريو يعنی : راه صلح، روش صلح، روش صلح جويانه.
- سبک نيمه کنترلی عبارت است از:
- کيوکوشين بنيان گذار: ماسوتاتسو اوياما کيوکوشين کای، از عناصر مختلفی که نشات گرفته از تجريبات اوياما وسبک های ديگر است، به وجود آمد.
اصل تمرینات
سیستم های بی شماری برای گسترش و توسعه حرکات مکانیکی عضلات طراحی شده است. همان طور که گفتیم در مکتب یوگا به پیکره آدمی همانند وسیله نقلیه ای برای روح نگریسته می شود. وسیله نقلیه ای که روح را در سفرش به سوی تکامل یاری می کند. آسانا (تمرینات فیزیکی یوگا) برای توسعه و گسترش تعبیه شده است.این تمرینات باعث رشد استعدادهای روحی و روانی می شود. باید در نظر داشت که تفاوت های اساسی و بنیادین بین تمرینات یوگا و تمرینات فیزیکی وجود دارد. تمرینات و ورزش های فیزیکی عادی تاکید زیادی بر حرکات عضلات دارد. در حالی که در یوگا عکس این حالت می باشد زیرا ورزش های عادی میزان زیادی اسید لاکتیک در الیاف و بافت های عضله تولید و همین باعث کوفتگی عضلات می شود. در هنگام انجام آسانا تاثیر اسید اضافه و کوفتگی توسط قلیائی موجود در الیاف عضلانی خنثی می شود. البته این عمل با تنفس عمیق اکسیژن انجام می شود. رشد عضلات به معنی سلامتی بدن نیست. سلامتی موقعی اطلاق می گردد که تمام ارگان های بدن تحت کنترل هوشمند ذهن باشد. تمرینات فیزیکی یوگا آسانا نام دارد. آسانا می بایست به طور مرتب و دائمی انجام شود. اولین فایده این کار در این است که قابلیت انعطاف بدن را افزایش می دهد به طوری که در سنین بالا قادر خواهید بود انعطاف بدن را افزایش دهید. تمرینات یوگا ابتدا بر سلامتی ستون فقرات تاکید و تمرکز دارد و باعث انعطاف و نیرومندی آن می شود. ستون فقرات محل تمامی اعصاب مهم بدن می باشد و همین اعصاب تمامی پیامهای مختلف بدن را از طریق ستون فقرات به مغز می رسانند. به همین دلیل است که تمرینات یوگا تاکید زیادی بر انعطاف و نیرومندی آن دارد و با انجام آساناها عمل گردش خون بهبود یافته و مواد غذایی و اکسژن سهل تر به اعصاب می رسند. آساناها بر روی اندام داخلی هم تاثیر به سزایی دارد همانطور که باعث بهبود عملکرد عضلات می شود بر روی عملکرد غدد و ارگان ها نیز تاثیر مثبت بر جای می گذارد. اندام های داخلی پیامها و تحریکات را از طریق حرکات گوناگون و مختلف آساناها دریافت کرده و بدین ترتیب عملکردشان هماهنگی بیشتری می یابد. سیستم درون ریز (غدد و هورمون ها) دوباره فعال شده و به متعادل شدن تحریکات و همچنین به پیشرفت نیروی روانی کمک می کند. به همراه انجام تمرینات یوگا تمرین تنفس تمرکز فکر را انجام می دهیم. یک ساعت تمرین حرکات، یک ساعت تمرین ریلکس عمیق، و یک ساعت تمرین مدیتیشن باعث تقویت نیروهای تمرکزی به همراه نیروی جسمانی خواهد شد. تمریناات سیستم یوگا با هیچیک از سیستم های ورزش های دیگر قابل قیاس نیست. انجام آرام و آگاهانه (با هوشیاری تمام) آسانا علاوه بر فواید فیزیکی باعث تقویت نیروهای روانی، تمرکز و مدیتیشن خواهد شد. www.yogabasics.com
اصل تنفس یا پرانایاما
اکثر مردم تنها بخشی از ظرفیت دستگاه تنفسی یا ریه را برای تنفس استفاده می کنند. این دسته از مردم که تنفسشان سطحی بوده و کمی از قفسه سینه را منبسط می کنند شانه های خم شده ای دارند و در قسمت بالای گردن و پستانشان فشار دردآوری را متحمل می شوند و از کمبود اکسیژن رنج می برند. این عده بدون آنکه خود بدانند به سرعت خسته می شوند. با تمرینات تنفسی یوگا علاوه بر پیشگیری از این موارد می توانید انرژی حیاتی و سلامتی خود را تضمین نمایید. از تمامی روش های تنفسی قادر خواهید بود ظرفیت انرژی حیاتی را افزایش دهید. چنانچه هنگام بالا رفتن از پله ها خسته می شوید سعی کنید که شانه ها را صاف نگه داشته و در هر دو پله عمل دم و در دو پله بعدی عمل بازدم (تخلیه تنفس) را انجام دهید. با =یروی از چنین عملی یعنی دو پله دم و دو پله بازدم قادر خواهید بود آرام آرام پله ها را بالا رفته و بدون کمبود اکسیژن و نفس به بالای پله ها برسید. با چنین آهنگ تنفس قادر خواهید بود میزان زیادئی از دی اکسیدکربن را بیرون داده و اکسیژن را جایگزین آن نماییم، بدین ترتیب کمتر دچار خستگی می شویم. yoga.org.nz
تنفس
امروزه یک برنامه تنفسی قادر است ما را در زندگی روزمره کمک فراوانی کند. بحران ها، فشارهای عصبی، افسردگی و کسالت با تبعیت از یک سری تمرین ها قابل رفع می باشند. بدون هیچگونه فشاری شانه ها را صاف نگه دارید و نفستان را تماما تخلیه کنید. مکث کرده و سپس به طور عمیق نفس بکشید، این روند باید کاملا آرام باشد. عمل دم می بایست به قدری باشد که شش ها کاملا پر شوند. بدون تغییر حالت شانه ها نفس را از طریق بینی به آرامی تخلیه کنید. شما باید همزمان با دریافت اکسیژن مغز و اعصاب را آسوده و آرام کنید. سه روش تنفسی وجود دارد:
روش سطحی
بدترین روش تنفس می باشد. هنگامی که عمل دم صورت می گیردشکم منقبض شده و شانه ها و استخوان ترقوه بالا می روند. در این نوع تنفس حداکثر کوشش به کار می رود اما حداقل میزان هوا نصیب فرد می شود.
تنفس دنده ای
در این نوع تنفس عضلات سینه، قفسه سینه را منقبض می کنند. این نوع تنفس هم تنفس کاملی نیست.
تنفس عمیق شکمی
این روش بهترین روش تنفس می باشد. در این روش هوا به تمامی قسمت های شش ها و حتی قسمت های تحتانی آن می رسد و تنفس آرام و عمیق می باشد. به این روش تنفس دیافراگمی نیز گفته می شود. در حقیقت هیچیک از این سه روش تنفس کامل نیستند. یک یوگی هر سه روش را با هم ترکیب می کند. ابتدا با تنفس عمیق شروع کرده و با تنفس دنده ای و سطحی به عمل دم ادامه می دهد. برای اینکه تنفس دیافراگمی را احساس کنید، یک لباس شل و آزاد پوشیده و به پشت دراز بکشید. دست ها را بر روی دیافراگم قرار دهید. عمل دم و بازدم را به طور آهسته انجام دهید. در هنگام دم، شکم باید به طرف خارج منبسط شده و سپس قفسه سینه منقبض شود. سعی کنید این حرکت و جنبش را احساس کنید. دم به طور آرام، شکم منبسط شده و سپس قفسه سینه منبسط شده و در آخر قسمت بالای شش ها منبسط می شود. yoga.about.com
اصول یوگا
یک یوگی زندگی و حیات را به مانند یک مثلث می نگرد که جسم و پیکره انسان سه مرحله تولد، رشد و سرانجام مرگ را طی می کند. دوران جوانی که اوج شکوفایی انسان است بین سنین 18 تا 20 سالگی است. در نخستین سال های زندگی و در مرحله جوانی میزان رشو بازسازی جسم انسان به اوج خود می رسد و از آن پس مرحله دگرگونی بافت ها آغاز می شود. در یک انسان عادی این مراحل از 20 سالگی آغاز شده و تا حدود 35 سالگی ادامه می یابد و از آن پس مرحله کاتابولیک یا همان دگرگونی بافت ها آغاز می شود، به عبارت دیگر ماشین جسم شروع به افت و انزال می نماید. این مرحله که در سنین پیری خود را نمایان می سازد با بیماری و ناخوشی همراه است. هر چند که یک یوگی معتقد است که ما (انسان) خلق نشده ایم که فقط عاملی باشیم و پس از تحمل رنج و درد به سراغ مرگ رویم. هدف از زندگی بالاتر از همه اینهاست. رشد نیروهای روحی هدف بوده و احتیاج به استعداد زیاد و نیروی اراده می باشد. تمامی این موارد در سایه رشد جسم و ذهن پدید می آیند. به همین خاطر عقلای قدیم سیستمی را گسترش داده بودند که باعث دفاع بدن در برابر بیماری ها و به تعویق افتادن مرحله کاتابولیک و همچنین نیرومند ماندن قوای فیزیکی و روانی می شود. این سیستم یوگا نام دارد. یوگا یک برنامه ساده و طبیعی است که بر پنج اصل استوار است: 1) تمرینات یوگا 2) تنفس 3) رژیم غذایی 4) ریلکس و آسودگی 5) تفکر مثبت و مدیتیشن www.yogajournal.com/ یوگا یک روش شخصی در زندگی است و بر اساس اصول و عقاید می باشد. ساده زیستن و تفکر والا. جسم مانند یک معبد و یا یک وسیله نقلیه برای روح است و برای استفاده مطلوب از آن احتیاج به یک سری اصول داریم. این اصول همانند اصولی است که در هر وسیله نقلیه به شمار می رود. یک اتومبیل به پنج چیز مهم احتیاج دارد: 1) سیستم لغزنده یا همان چهار چرخ 2) برق یا همان باطری 3) سیستم خنک کننده 4) سوخت 5) یک راننده برای رانندگی در پشت فرمان www.sakyaiba.edu.np
اکنون احتیاجات انسان را بررسی می کنیم:
1- اصل تمرینات
حرکات و اعمال به مانند سیستم لغزنده هستند که رباط ها، مفاصل، عضلات، تاندون ها و دیگر نقاط بدن را به کمک افزایش جریان خون و قابلیت انعطاف نرم می کنند.
2- اصل تنفس
این اصل بدن را در ارتباط با باطری یاری می کند. شبکه خورشیدی که نیروی عظیم پتانسیلی در آن ذخیره شده است و از طریق استفاده از تکنیک های تنفسی ویژه یوگا پرانامایا این انرژی در جهت برقراری تعادل فیزیکی و روانی آزاد می شود.
3- اصل رژیم غذایی
این اصل سوخت مناسبی را برای بدن تهیه می کند. مصرف مناسب غذا، هوا، آب و نور آفتاب از ضروریات است.
4- اصل ریلکس و آسودگی (وانهادگی)
این اصل همانند سیستم خنک کننده یا رادیاتور در ماشین عمل می کند. هنگامی که ذهن و جسم به طور مرتب فعالیت می کنند، ظرفیت آنان تقلیل می یابد. وانهادگی راه طبیعی جبران نیروی از دست رفته است.
5- تفکر مثبت و مدیتیشن
خود را کنترل کنید. ذهن آرام می گیرد. از طریق سکون و تمرکز فکر، طبیعت و سرشت تحت کنترل آگاهی قرار می گیرد. www.yoga.com
مقدمه

سلامتی و خوشبختی از دیرباز آرزوی تمامی انسانها بوده است. برای رسیدن به آنها بشر دست به هر کاری زده و راههای مختلفی را پیموده است. گروهی توانسته اند به آرزوهای خود دست یابند و برخی نیز هیچگاه طعم شیرین خوشبختی را نچشیده اند. سلامتی و خوشبختی و رسیدن به آرامش درون از زمان هایی خیلی دور ابزارهایی را طلب می کرده که بشر با توسل به آنها همواره سعی داشته به سلامت فکر و جسم نائل آید. این ابزارها نامهایی چون ابدیت، ذات متکی به خویش، طبیعت، برهمن، شعور کیهانی و نیروانا داشت. ولی یکی از روش های بسیار قدیمی که قدمتش به چندین هزار سال قبل می رسد و به عنوان علم جامع کیهانی مطرح گردیده «یوگا» نامیده می شود. بنا به روایت و دلایل علمی مطرح شده در کتابهای ارابه خدایان و طلای خدایان، کیهان نوردان باستانی از دیگر کرات سماوی به زمین آمده و با انسان زمینی ارتباط برقرار کرده اند. حاصل این ارتباط پیدایش علوم جامعی بوده که پیشرفت انسان های آن موقع را به همراه داشته است. یوگا یکی از همین علوم کیهانی است که درآسیای میانه به وجود آمده و جریان عرفانی عظیمی را موجب گشت که چکیده های آن طی هشت هزار بیت در کتاب اوپانیشاد به تدریج در سراسر جهان به خصوص هندوستان نشر و انعکاس یافت. بدین ترتیب عده زیادی با پیروی از آن توانستند به سلامت جسم رسیده و بر احساسات و عواطف خود غلبه کنند. به عبارت دیگر پیروی از این علم خوب زیستن باعث شد تا انسان بتواند ذهن و جسم را به حال تعادل درآورد و طعم سعادت و خوشبختی را بچشد. به طور خلاصه می توان اظهار داشت علم یوگا کهن ترین سیستمی است که تا کنون در جهان وجود داشته و همچنان در حال گسترش است. این علم به بدن و روان توجه خاصی داشته و درک بسیار عمیق از ذات بشر و آگاهی هماهنگی و شناخت بدن و روان را به شما نشان می دهد. برای قدم گذاشتن در مسیر تکامل انسانی حتما می بایست جسم، ذهن و روان در یک موازنه قرار گیرند. تکنیک های یوگا راه حل مطمئنی برای ایجاد این موازنه و رساندن شخص به آرامش فکر و درک حقیقت از طریق آگاه شدن بر خویشتن است. اولین کسی که اصول یوگا را به صورت قابل استفاده برای همگان مدون ساخته پاتانجلی هندی است. او در 300 سال قبل یوگار را به هشت مرحله تقسیم کرد. وی اعتقاد داشت انسان قبل از زدودن ناخالصی ها و ناپاکی ها نمی تواند طالب وصل معبود در رسیدن به مقصود باشد و تنها با تفکر و تعمق در احوال جهان و زیر پا گذاشتن آز، حرص و شهوات است که می تواند به تربیت و تعالی روح خود بپردازد. طریقت یوگا مراحل هشت گانه را فراروی یوگی گذاشته تا با اجرای آنها به سرمنزل مقصود برسد. این مراحل عبارتند از: یاما، نیاما، آسانا، پرانایاما، پراتیهارا، دهارانا، دیانا، سامادهی. برای رسیدن به این وادی و سری وسلوک در این طریقت نیازی به این نیست که فرد دین آبا و اجدادی خویش را رها سازد و به آیین و مذهب جدیدی بپیوندد. بلکه هر کس با هر اعتقاد و فرقه و آئینی می تواند به درس هلی ویگا در زمینه زهد و تقوا و برکناری از خشونت ها و پلیدی ها پاسخ مثبت بگوید. نهایتا آنکه با درک تکنیک های باستانی یوگا انسان می آموزد که چگونه حساسیت خود را از سطح جسم و پوست به سطحی عمیق تر یعنی ذهن، اندام و غدد داخلی و یا در واقع جسم و ذهن و همچنین ذهن و روان منتقل کرده، اتحاد و یگانگی بین عناصر فوق به وجود آمده که نتیجه این اتحاد و یگانگی چیزی نیست جز رسیدن به سلامتی و خوشبختی. (دایره المعارف یوگا، تالیف سوامی شیواناندا، ترجمه رضا رامز)

![]()
کلمه تکواندو از سه بخش تشکیل می شود:
- 태 «تِ» = ضربه زدن با دست
- 권 «کوان»= ضربه زدن با پا
- 도 «دُ» = راه و روش
فنون تکواندو از ورزشهای سنتی تاریخ کره استخراج و پس از جنگ جهانی دوم با تلاش مستمر اساتید هنرهای رزمی کره جنوبی در قالب یک ورزش رزمی مدرن به دنیای هنرهای رزمی عرضه شده است.
اگرچه این ورزش تأثیراتی از کاراته پذیرفته و شباهتهایی نیز با برخی سبک های جنوبی کونگ فو در آن به چشم می خورد، اما استیل خاص این رشته دفاعی که متکی بر ضربات پا با حداکثر قدرت است و بر حفظ فاصله فیزیکی با دشمن و طراحی فنون برای دور کردن مهاجم تاکید دارد، آن را از تمام سبک های رزمی موجود متمایز می کند.
تاریخچه
قدمت این رشته به گواهی دیوارنگاره ها و نقاشی های به جا مانده در مقبره های «کاگجوچونگ» و «مویونگ چانگ» در کره شمالی (منچوری غربی) به 20 قرن پیش می رسد.- دریکی از این تصاویر مردی در حال اجرای یک فن دفاع با دست ترسیم شده که کاملا مشابه ضربه اول گول ماگی (دفاع بالا) در تکواندو است.- همین موجب شده تا تکواندو تاریخی کهن تر از سایر ورزشهای مرسوم در شرق آسیا مانند کاراته و کونگ فو داشته باشد.
شواهد قابل اعتمادی وجود دارد که شکل امروزین تکواندو از رشته های رزمی «سوباک» و «تکوان» که در دوران حکومت سلسله گوجوریو (37 ق.م تا 668 م) در شمال کره تمرین می شده، اقتباس شده است. در این دوران اهمیت زیادی به توانائیهای جنگی داده می شد و مسابقات منظمی برگزار می شد، شامل؛ رقص با شمشیر، تیراندازی، نبرد تن به تن، مبارزه ای که در آن دو نفر با شکستن یخ روی دریاچه وارد آب سرد شده وبه مبارزه می پرداختند.
در دوران پادشاهی سیلا (57 م تا 935 م) که بر بخش های جنوبی شبه جزیره کره حکم می راند نیز توجه خاصی معطوف هنرهای رزمی بود. در این حکومت سازمانی نظامی، آموزشی،اجتماعی به نام «هوارانگ دو» وجود داشت، آموزش انواع هنرهای رزمی به ویژه سوباک نیز از جمله فعالیت های این سازمان بود.
اگرچه در این دوران هوارانگ دو فنون گلاویزی و ضربات دست فراوانی را وارد سوباک کرد، اما پس از آن میل چندانی به تمرین این نوع فنون در کره وجود نداشت و این رشته به شکل اولیه آن که بر مبنای ضربه زدن و جلوگیری از نزدیک شدن دشمن استوار بود، ادامه یافت. تکنیک های گلاویزی سوباک که «یوسول» نامیده می شد، بعدها با ورود به ژاپن پایه گذار ورزش «جودو» شد.
تمرین هنرهای رزمی در زمان امپراتوری قدرتمند «کوریو» (935 تا 1392) نیز رواج زیادی داشت، در جشن های سالانه گوناگونی که در این سلسله بر گزار می شد، علاوه بر ورزشهای رزمی به مسابقات کشتی و چوگان نیز بهای زیادی داده می شد.
روی کار آمدن سلسله یی (1392 تا1910) که مبتنی بر تفکرات ایدئالیستی، رواج بودیسم و زدودن افکار کنفوسیوس از این کشور بود، کاهش نقش نظامیان در حکومت را نیز در پی داشت. این وضعیت اگرچه از رونق هنرهای رزمی کاست، اما تکامل این فنون تا هنگام اشغال کره توسط ژاپن در 1910 ادامه داشت.
در دوران حکومت استعماری ژاپن هنرهای رزمی بومی کره نیز مانند دیگر مظاهر فرهنگی این کشور با ممنوعیت مواجه شد، ژاپنی ها مدارس کاراته را در این کشور تاسیس و آموزش آن را جایگزین تکواندو کردند.
آموزش هنرهای رزمی کره ای در این دوران به طور مخفیانه در مناطق کوهستانی صعب العبور توسط گروه های کوچک ادامه داشت.
تکواندو مدرن
پس از پایان جنگ و آزادی کره ورزشهای رزمی سنتی این کشور تا حد زیادی با رشته های ژاپنی همانند کاراته، کندو و جودو آمیخته شده بود، در عین حال بسیاری از رزمی کاران کره هم با آموختن هنرهای رزمی چینی آن ها را وارد کره کرده بودند. در آن زمان بیشتر اصطلاح های «تانگ سو دو» و «کونگ سو دو» برای نام گذاری ورزشی که بعدها به تکواندو معروف شد، به کار می رفت.
تلاش برای بازسازی تکواندو و بازگرداندن آن به حالت اصلی خود در نهایت منجر به تبدیل این رشته به ورزش ملی کره و محبوبترین سبک رزمی در سراسر دنیا شد:
- 1961 - «انجمن تا سو دو» تاسیس شد. هدف این نهاد ایجاد یگانگی در هنرهای رزمی کره ای بود.
- 1962 – تکواندو به عنوان یک بازی رسمی به چهل و سومین دوره بازیهای ملی کره جنوبی وارد شد.
- 1965 - «انجمن تا سو دو» به«انجمن تکواندو» تغییر نام داد.
- 1972 - «کوکی وان» تاسیس شد. این باشگاه تا امروز بالاترین مرجع فنی تکواندو بوده است.
- 1973 – تاسیس «فدراسیون جهانی تکواندو» ( WTF )
- 1973 – برگزاری نخستین دوره بازیهای جهانی این رشته در کره با شرکت 200 ورزشکار از 19 کشور. آمریکا، تایوان و مکزیک در جدول رده بندی پس از کره قرار گرفتند.
- 1976 – شورای بین المللی ورزشهای نظامی «سیزم» تکواندو را به عنوان یکی از بازی های خود پذیرفت.
- 1983 – کمیته بین المللی المپیک «فدراسیون جهانی تکواندو» را به عنوان یکی از اعضای خود اعلام کرد.
- 1986 – برگزاری تکواندو به عنوان یک بازی نمایشی در بازیهای آسیائی سئول.
- 1988 – برگزاری تکواندو به عنوان یک بازی نمایشی در المپیک سئول.
- 1994 – تکواندو به عنوان یک رشته رسمی در بازیهای آسیائی هیروشیما برگزار شد.
- 2000 - تکواندو به عنوان یک رشته رسمی در المپیک سیدنی برگزار شد.
اولین بار به صورت رسمی در اواسط دهه 1950 گروهی از نظامیان کرهای با هم تصمیم گرفتند این ورزش را که آمیزهای از حرکات آزاد دست و ضربات پا است سازماندهی کنند که پس از آن به تکواندو معروف شد که به سرعت در طول 30 سال اخیر به یکی از موثرترین و کاربردیترین شیوههای دفاع شخصی بدون استفاده از سلاح سرد و گرم تبدیل شد، و امروزه بسیاری از ما به راحتی آن را در طی دورههای کوتاه مدت آموزشی فرامی گیریم.
این ورزش در ایران، امریکا و اروپا نیز هواداران خود را دارد و در میان امریکاییها و بویژه سیاهپوستان بسیار طرفدار دارد و مانند سایر رشتههای ورزشی در کوتاهترین زمان ممکن جای خود را درمیان آنها پیدا کرده است.
بیشتر تکنیک ها ی جیت کان دو براساس روش رزمی موسوم به وینگ چون طراحی شده است ، چرا که بروس لی تمرینات کلاسیک رزمی خود را در این سبک انجام داده بود. فنون وینگ چون در جیت کان دو به شکلی تغییر یافته اند که کاربردی تر باشند. استفاده از سلاح های سرد نیز در این رشته بسیار گسترده تر است.
مراحل آموزشی
آموزش جیت کان دو در سه مرحله مقدماتی ، متوسط و پیشرفته صورت می گیرد که هنرجویان ان را در 10 مرحله طی می کنند تا به عنوان تکنسین1 که تقریبا شبیه دان1 است شناخته شوند.
در طول این مدت لباس آن ها شامل شلوار سیاه و تی شرت است که رنگ تی شرت طی این مراحل تغییر می کند و با هر مرحله ای یک آرم «یین و یانگ» بر روی لباس او اضافه می شود. تعداد این آرم ها درجه جیت کان دو کار را نشان می دهد. هنرجو پس از رسیدن به مرحله تکنسینی می تواند کت بروس لی را به تن کند.
تفاوت های جیت کان دو و وینگ چون
یکی از تغییرهای اساسی که بروس لی در سیستم چی سائو وینگ چون انجام داد، شکل ایستادن هنگام انجام چی سائو بود. در وینگ چون پاها روبروی هم و به اندازه عرض شانه ها ازهم جدا می باشند، پاشنه ها به طرف بیرون و زانوها به طرف داخل قرار می گیرند. به نظر بروس لی این ایستادن باعث کندی و سنگینی حرکت بدن بود. برای همین در جیت کان دو ، چی سائو با پای راست یا چپ جلو ایستاده و پاشنه پای عقب بالا انجام می شود.
دیگر تغییر بروس لی روی Fook Sao بود که برخلاف وینگ چون تکنیک های دست را با پشت دست، ساعد یا بند انگشتان که آن ها را غیرطبیعی و موجب زخمی شدن فرد می دانست، انجام نمی داد و ضربات دست را به سبک بوکسورها اجرا می کرد.

نامواره جیت کان دو. نویسههای چینی گرداگرد نماد تایجیتو میگوید: "از هیچ راه به عنوان راه استفاده نکن، هیچ محدودیتی را محدودیت ندان". پیکانها نمادگر جنبش بیپایان کیهان است.
فرا رسیدن ایام شهادت مولای مظلومان حضرت اباعبدالله الحسین را به همه بازدید کنندگان وبلاگ هنرهای رزمی تسلیت عرض میکنم.....



دوستان عزیز رزمی کار امیدوارم که خوب باشید................
برای امروز چند نکته واستون دارم امیدوارم که استفاده کنید.................
حرکاتی که به بدن و مفاصل آن ضربه جدی وارد میکند :
- اجرای ضربات پا بدون حریف تمرینی یا کیسه بوکس........
- مبارزه کردن بدون نرمش (این مورد ضرباتی که وارد میکنه وحشتناکه)
- اجرای غلط ضربات { یکی از مواردی که در طول مدت زمان دراز خود را نشان میدهد این مورد است....که در نتیجه اجرای غلط ضربات به بخش هایی از مفاصل ضربه جدی وارد می شود.}
- ورزش کردن بی موقع.......تعجب نکنید.........همان طور که شام و نهار خوردن موقع خاص خود را دارد....ورزش کردن هم وقت خاص خود را دارد.........انجام ورزش سنگین در صبح زود باعث صدمه زدن به بدن میشود.............
- ورزش کردن با شکم پر.......توضیحاتش رو خودتون میدونید..........
- آب خوردن زیاد حین انجام ورزش
- ........................
دوستای عزیز من این چند مورد رو می دونستم که خدمتتون عرض کردم...........اگه موردی مونده که من نگفتم شما در قسمت نظرات بگید...............
موفق و موید باشید..............علی
دنی سگه
Danny the Dog
کارگردان: لویی لتریه. فیلمنامه: لوک بسون. مدیر فیلمبرداری: پی یر مورل. تدوین: نیکلاس ترمباسیه ویچ. موسیقی: Massive Attack. طراح صحنه: ژاک بوفنوآر. بازیگران: جت لی(دنی)، مورگان فریمن(سام)، باب هاسکینز(بارت)، کری کاندان(ویکتوریا) ١٠٢ دقیقه . محصول ٢٠٠٥ فرانسه، آمریکا، انگلستان.
گنگستری به نام "بارت" " دنی" را از کودکی نزد خود نگاه داشته و به او آموخته تا هم چون یک سگ به دشمنانش حمله کند و در صورت لزوم آنها را بکشد. دنی هم چون برده ای مدرن بزرگ شده، و دنیا را بر اساس تعلیمات بارت شناخته و زندگی را عبارت از بودن در قفسی کوچک می داند و از این رو وابسته به بارت است . اما وقتی با پیانیستی نابینا به نام سام آشنا می شود، شروع به شناختن زندگی واقعی می کند. سام به واسطه موسیقی دنی را با لذت هایی آشنا می کند که تا آن زمان نچشیده است. بعد از یک سو قصد به جان بارت، دنی که او را مرده می پندارد، به نزد سام می رود. سام و نا دختری نوجوانش به او پناه می دهند. اما بارت که زنده مانده ، می خواهد سگش را پس بگیرد و این کار باعث برهم ریختن زندگی تازه دنی می شود.
یک فیلم اکشن جدید از لوک بسون که به جای کارگردانی مدتی است ترجیح داده تا نقش حامی کارگردان های تازه کار را در نقش فیلمنامه نویس و تهیه کننده بازی کند. برای این فیلم چهل و پنج میلیون دلاری قبلاً استیون سیگال نامزد ایفای نقش اصلی بوده ، اما وی ترجیح داد در فیلم تو امروز خواهی مرد بازی کند ، بنابر این جت لی و بسون که قبلا در بوسه اژدها با هم کار کرده بودند، بار دیگر در کنار هم قرار گرفتند. این فیلم فرصت تازه ای برای طرفداران جت لی است تا او را بار دیگر در یک اکشن رزمی اروپایی ببینند. صحنه های رزمی جت لی هر چند زیاد نیست اما در مقایسه با فیلم های پیشین خشن تر است و یون وو پینگ پس از موفقیت سه گانه ماتریکس و بیل را بکش آنها را طراحی و اجرا کرده است.
نقش بارت نیز برای آلبرت فینی نوشته شده بود، اما او در حال بازی در فیلم ماهی بزرگ تیم برتن بود، پس نقش به آنتونی هاپکینز، مایکل کین و برایان کاکس پیشنهاد شد، اما سرانجام قرعه به نام هاسکینز افتاد. نقش سام هم در ابتدا کور نبود و این ایده توسط فریمن به فیلم اضافه شد تا سام شخصیت کودک وار دنی را از ورای ظاهر خشونت بارش ، با چشم دل بهتر کشف کند.
ردپای لوک بسون در فیلم پیداست؛ لئون و دنی شباهت هایی بنیادین دارند، هر دو آدم کشی حرفه ای اند که آشنایی شان با دختری نوجوان سبب شناخت محبت و عشق می شود. فرصت دیدن سه هنرپیشه متعلق به سه گونه مختلف بازیگری را در کنار هم از دست ندهید البته بازی هاسکینز به هر دوی دیگر برتری دارد. ظاهراً لوک بسون از کار با لتریه راضی است ، چون کارگردانی قسمت دوم مامور انتقال را به وی سپرده است.
ژانر: اکشن، جنایی، درام، تریلر.
با تشکر از وبلاگ موج نو



از كوه خواشان تا معبد شائولین

تاریخچة ورزش های رزمی هم كه غالبا در كشور چین پایه گذاری و به سراسر دنیا صادر شده اند، پر است از افسانه های باورنكردنی و روایت هایی از قهرمانان اسطوره ای. البته فلسفة خاص هر سبك و بخش متافیزیكی ماجرا حالا دیگر كم شده و در حد جزوه هایی كوچك و به عنوان شناسنامة ورزش های رزمی، تحلیل رفته است. در مقابل، بخش فیزیكی ماجرا برجسته تر شده و تمام آن چیزی است كه ورزشكاران به آن می پردازند و از آن بهره می برند.
البته هنوز هم نشانه هایی از ابعاد فلسفی و فرافیزیكی در هنرهای رزمی دیده می شود كه آن هم بیشتر در شعارهای استادها و آگهی های تبلیغاتی برای جذب مشتریان باشگاه است تا در آموزش ها و تمرینات جوانان.
نین جون های وطنی
نینجوتسو شاخه ای از ورزش های چینی است كه خیلی از مردم دنیا اسم آن را شنیده اند و ظاهر جذاب ورزشكاران این سبك را دیده اند، اما كمتر كسی از كار نینجاها سر در آورده است.
بله، نینجاها (یا همان نین جون های برره ای خودمان!) را می گوییم. ورزشكاران این سبك برای رسیدن به مقام یك نینجای واقعی باید از خوان های زیادی بگذرند و آموزش های بسیاری ببینند. شاید باورتان نشود، ولی آموزش های نینجاها (كه می گویند ته ندارد) شخص را تا جایی پیش می برد كه او را به یك كماندوی همه فن حریف بدل می كند. چیزهایی مثل حركت بی صدا، ساخت وسایل رزمی، مجموعه ای كامل از فنون رزمی با دست خالی یا با سلاح های گرم و سرد، ساخت زهر یا داروهای گیاهی، آشنایی با علم شیمی (مثلا برای ساخت نارنجك های خاص نینجاها)، پرتاب تیغ با دهان (با آن لوله هایی كه از تویش تیغ های زهرآلود فوت می كنند) و حتی باز كردن انواع قفل! از جمله ادعاهای اساتید این سبك، آن است كه می گویند ورزشكاری كه بتواند مراحل آموزش را به خوبی طی كند، به جایی خواهد رسید كه هنر نامرئی شدن یا فن پرواز در آسمان را هم یاد خواهد گرفت. درست مثل قهرمانان فیلم های ژانگ یی مو كه موقع جنگ و جدال، توی آسمان قدم می زنند. اگر از اساتید این سبك سؤال كنید كه آدم چطور می تواند در آسمان پرواز كند، جواب سرراستی نمی گیرید. شاید دلیلش این باشد كه نینجوتسو همان طور كه در طراحی لباسش می بینیم، بر این فلسفه بنا شده: ببین، ولی دیده نشو.
نكتة فلسفی دیگرشان هم این است: نینجا، شمشیری است در میان خیزران. چیزی شبیه قدرت پنهان است كه كارخانة اُپل در تبلیغ اپل كورسا هم مدام روی آن تأكید می كرد!
پرواز در مه
از خواشان برایتان نوشتیم. این اسم شما را یاد چه چیزی می اندازد؟ بله، به خاطر این حافظة قوی، به شما تبریك می گوییم.
خواشان واژه ای بود كه در سریال تلویزیونی افسانة شجاعان شنیده اید. این سریال را جین یونگ یكی از هنرمندان تایوانی نوشته و كارگردانی كرده. یونگ قبل از آن هم رمانی به نام شمشیر خواشان نوشته بود كه داستان آن دربارة برگزاری مسابقه و دعوت از همة رزمی كارهای كوه ها و معابد مختلف برای یك مبارزة بزرگ بود. این رمان پس از صدها سال برای اولین بار، نام كوه خواشان و سبك كونگ فوی خاص معابد آن را مطرح كرد. این طوری، همه با سنت ها و اعتقادات و همین طور معابد و مدارس ورزش های رزمی خواشان آشنا شدند. كوه خواشان در استان سن شی در غرب چین واقع شده و با حدود 2200 متر ارتفاع، به خاطر صعب العبور بودن و پرتگاه های خطرناك اش شهرت خوفناكی به هم زده است. البته یك راه به نام دو هزار پله هم دارد كه 300 سال پیش، توسط راهبان خواشان درست شده و حدود دو هزار پله سنگی دارد.
كوه خواشان، پنج قله دارد كه مجموع آن ها را به پنجة دست انسان تشبیه می كنند. قلة غربی آن، پرتگاه وحشتناكی دارد كه مشرف به جنگل های پایین كوه است. در بیشتر ایام سال، این قله در مه شدیدی پنهان شده. قلة غربی، یكی از محل های مهم عبادتی راهبان است. اما دلیل بزرگ تری برای خاص بودن و اهمیت آن ذكر می شود. از صدها سال پیش، شایع بوده افرادی كه آرزوهای محال و دست نیافتنی داشته اند، در یك روز مه آلود، خودشان را از بالای پرتگاه به پایین رها می كردند. جالب این كه با گذشت صدها سال، هنوز هم این اعتقاد به قوت خود باقی است. جالب تر هم این كه می گویند دیگر هرگز پیكر یا نشانه ای از این افراد پیدا نمی شود...
حداقل نیرو، حداكثر تخریب
برخلاف خواشان كه یك معبد تائویی است و اهالی اطراف این كوه، تا به حال، چشمشان به كمتر خارجی ای افتاده، معابد شائولین یا تیان لون شان در تصرف بودایی هاست و كاملا از نظر مذهبی و سبك رزمی، با گروه اول متفاوت اند.
دربارة ووشوی شائولین، ابهام های كمتری وجود دارد. چون علاوه بر هنرجوهای بسیاری كه در دو معبد بودایی به آموختن هنرهای رزمی می پردازند، تحقیق های بسیاری دربارة این سبك صورت گرفته. حتی فیلم های تایوانی و هالیوودی متعددی هم در این مورد ساخته شده است. اما خواشانی ها به خاطر سنت گرایی شدید و تعصب شان، دوست ندارند هنرشان را به افراد غیر راهب آموزش بدهند. همین شده كه این روزها این كونگ فوی اصیل و نادر، در خطر انقراض و فراموشی قرار دارد. شعار خواشانی ها این است: با حداقل نیرو، حداكثر تخریب . آموزش های این سبك درون گرا هم علومی مثل چهره شناسی، روان شناسی، پیشگویی از طریق نجوم و... را شامل می شود.
حتما دو ریالی تان افتاده است كه از این سبك در ایران خبری نیست و باید به همین اسپرت كیك بوكسینگ وهاپ كیدو وغیره اكتفا كنید!

- یك نینجای واقعی باید از خوان های زیادی بگذرد. ساخت زهر، آشنایی با شیمی، پرتاب تیغ با دهان و حتی باز كردن قفل!
از بروس لی تا جكی چان
كونگ فوی چینی، یكی از چیزهایی است كه غربی ها با كنكاش در آن، سعی كرده اند ابهام های خود دربارة تمدن شرق را رفع و رجوع كنند. اما واقعیت، این است كه نه تنها این اتفاق نیفتاده، بلكه ابهام های تازه ای را هم برای خودشان و تمام دنیا به وجود آورده اند!
سریال های تلویزیونی كونگ فو با هنرنمایی دیوید كارادین یا اولین نمایش تحسین برانگیز ورزش های رزمی در فیلم ژاپنی The Water Margin و... همه در این جهت ساخته و پخش شدند. بعد از آن هم با اسطوره ای به نام بروس لی محبوب، به سرعت، پردة سینماهای جهان به تسخیر فیلم های رزمی درآمدند.
غربی ها می دانستند پشت این نمایش خیره كننده، فلسفه ای پیچیده پنهان است و چیز به درد بخوری در آن نهفته كه آن ها نمی دانند چیست. این را اضافه كنید به مرگ مرموز بروس لی و بعدتر هم پسرش براندون لی كه فقط یك مشت علامت سؤال در ذهن همه و ژانری تازه و پرطرفدار در سینمای جهان به جا گذاشت. این ژانر، این روزها پرچمدار كهنه كاری چون جكی چان هنگ كنگی را در رأس هنرپیشگان خود می بیند: سینمای رزمی...
من مارم و تو میمون!
تا صحبت سینماست، بپرسیم آن فیلم جكی چان كه اسمش میمون مست بود را دیده اید؟
این اسم در حقیقت از یك سبك كونگ فوی چینی گرفته شده است. قضیه اش هم این است: همان طور كه هر سال چینی، نام حیوانی را بر خود دارد، مردم منطقة جنوب شرق آسیا هم اعتقاد دارند متولدین هر سال، خصوصیت های حیوان صاحب سال را در خود دارند. مثلا یك متولد سال موش، مثل این موجود سمج، مشكلات را می جود و از سر راه برمی دارد.
كونگ فو هم بر همین منوال، صاحب سبك های مختلفی است كه به نام همین 12 حیوان خوانده می شوند. جالب ترین سبك هم سبك میمون است كه سریع، غیرمنتظره، سرگرم كننده و چابك است و در عین حال، هنر رزمی مؤثر و پرقدرتی هم هست. میمون مست، میمون گم شده و... هم انواع شاخه های این سبك هستند.
از دیگر سبك های قابل توجه، سبك ملخ است. آن هم از آن ملخ ها كه اول كارتون هاچ زنبور عسل با آن دست های خفنش به سمت هاچ حمله می كرد. صاحب این سبك در به دام انداختن برق آسای حریف، استاد است. در گذشته های دور، رزمی كاران حتی شاخ حیوانات را می كندند و به خود می بستند. آن ها اعتقاد داشتند با این كار، قدرت حیوان را به خودشان منتقل می كنند.
فلسفه بی فلسفه
هر كس استاد خویش است و از خود می گذرد تا به یك پیروزی مطمئن و درست برسد. این جملة حكیمانه، از گفته های موریهه اوشیبا مؤسس سبك آی كیدو است.
سبك و عادت قدیمی حكیمان چینی، این بوده كه بینش های فلسفی یا فنون مكتب خود را در قالب یك فرمول كوتاه یا یك شعر (هایكو) می ریختند. موریهه اوشیبا هم دربارة دانش خود و سبكی كه مؤسس آن بوده، حرف می زند. از گذشته های دور در چین، فلسفه و شعر، شعر و شمشیر و فلسفه با هم چنان درآمیخته اند كه دیگر نمی شود زیاد بین این سه عنصر، خط كشی و مرزبندی كرد.
اكثر عقاید سبك های رزمی، برگرفته از كنفسیوس یا بودا و بر پایة ذن و دیگر تعالیم معبد بوده است. آن چه ماندگار شده، به صورت شعر، فرمول های شفاهی، وصیت، و ترانه هایی است كه گاهی استاد در حین آموزش هنرجوها برایشان نقل كرده است.
اما همان طور كه پیشتر هم نوشتیم، این روزها بیشتر، فنون فیزیكی و حركات رزمی، مورد توجه قرار می گیرند و فلسفه و شعر به فراموشی سپرده شده یا در حد همان كاتالوگ های معرفی سبك، آب رفته است! حالا هواداران افراطی، چشم بسته، قصة استاد هونان را می پذیرند؛ همان قصه ای كه می گوید وقتی هونان را به معبد شائولین راه ندادند، او برای كم كردن روی اساتید معبد به غاری رفت و 9 سال مقابل دیوار نشست و به مراقبه پرداخت. البته تا این جای كار، مشكلی وجود ندارد. اما عده ای قصه در آورده اند كه هونان برای جلوگیری از به خواب رفتن، پلك چشم هایش را برید! یا از آن بدتر، این كه: هونان آن قدر به كوه نگاه كرد تا كوه سوراخ شد!
حقیقت، این است كه بالاخره هونان توسط معبد شائولین پذیرفته شد و بعد از مدتی، اولین كاهن بزرگ چان شد. از این اتفاق، به عنوان آغاز هنر باستانی كونگ فو یاد می كنند.
حالا فكر كنید اگر این استاد هونان، جدا آن قدر كله پوك بود كه پلك چشم هایش را ببرد یا می توانست با چشم هایش كوه را سوراخ كند، آیا هیچ وقت برای بنیانگذاری هنرهای رزمی، وقت می گذاشت؟

كارگردان: مايكل مان
پخش: كلمبيا پيكچرز
فيلمنامه: استيون جي. ريول، كريستوفر ويلكينسن، اريك رات و مايكل مان
(بر اساس اثري از گريگوري آلن هاوارد)
مدير فيلمبرداري: امانوئل لوبژكي
تدوين: ويليام گلدنبرگ، استيون ريوكين، لينزي كلينگمن
موسيقي: ليزا جرارد و پيتر بروك
بازيگران:ويل اسميت (كاسيوس كلي/محمدعلي)، جان وويت (هاوارد كسل)، جيمي فاكس (درو بوديني براون)، جيدا پينكت اسميت (سانجي روي)، ران سيلور (آنجلو دندي)، ماريو ون پيلبز (مالكوم ايكس)، جفري رايت (هاوارد بينگهام)، جيانكارلو اسپوزيتو، جو مورتون
محصول 2001 آمريكا
159 دقيقه
تاريخ اكران: 25 دسامبر 2001
خلاصه داستان:
سال 1964. كاسيوس كلي مشت زن جوان سياه پوست در 22 سالگي با شكست دادن ساني ليستون قهرمان مشت زني جهان در دسته سنگين وزن مي شود. او با مالكوم ايكس شخصيت سياسي سياه پوست و همين طور اليجا محمد رهبر سياه پوست مسلمان آمريكا ارتباط مي يابد و تحت تاثير آنان قرار مي گيرد. به اسلام مي گرايد و نام خود را به محمدعلي تغيير مي دهد. وقتي دولت آمريكا از او مي خواهد براي انجام خدمت نظام به ويتنام برود، محمدعلي اجتناب مي ورزد و علنا مي گويد جنگي با ويت كنگ ها ندارد و مذهبش او را از اين مسير باز داشته است. به همين دليل عنوان قهرماني او گرفته مي شود و اجازه مشت زني نيز نمي يابد. بررسي پرونده او در محاكم قضايي به دارا مي كشد و وضعيت مالي محمدعلي بسيار وخيم مي شود. او پس از سه سال و نيم غيبت سرانجام اجازه مي يابد به رينگ باز گردد. محمدعلي در مبارزه با جو فريزر كه عنوان قهرمان مشت زني جهان را دارد شكست مي خورد ولي پس از شكست دادن چند حريف، در سال 1974 براي مسابقه با جرج فورمن كه عنوان قهرماني را از فريزر گرفته به زئير در آفريقا مي رود. در حاليكه سياهان آفريقا استقبال پرشوري از محمدعلي مي كنند، اين ديدار تا آستانه لغو پيش مي رود ولي سرانجام محمدعلي برابر فورمن وارد رينگ مي شود و در حاليكه همه شانس پيروزي را به فورمن جوان و شكست ناپذير مي دادند، محمدعلي در راند هشتم فورمن را ناك اوت مي كند و بار ديگر قهرمان جهان مي شود.
يادداشت:
محمد علي به خاطر شخصيت فردي جالب و مبارزات اجتماعي و سياسي اش، چيزي بسيار فراتر از يك قهرمان بوكس بود. به همين خاطر است كه لقب « بزرگ ترين » را بعد از اين همه سال حفظ كرده و در توصيف او مي گويند: « هر چهار نفر بيتل ها در قالب يك تن » طبعا براي ساخت فيلم زندگي او سرمايه زياد، كارگردان طراز اول و بازيگر محبوب لازم بوده كه همه آنها فراهم شده است. بودجه ساخت فيلم ــ بدون هزينه چاپ و تبليغات ــ بيش از 100 ميليون دلار در نظر گرفته شده بود؛ اما كفاف نداد و به ناچار مان و اسميت از دستمزدشان گذشتند و آن را سرمايه فيلم كردند. اسميت براي ايفاي نقش محمد علي تمرينات بدني سختي را گذرانده و بدن ورزيده اي پيدا كرده كه با مقداري گريم شباهت ظاهري او را كامل مي كند. گفته مي شود كه او در « علي » بهترين بازي عمرش را ارايه كرده و حتي اميد به كسب جايزه اسكار دارد.
فيلم نامه نسخه فعلي توسط استيون جي ريويل و كريستوفر ويلكينسون ( نويسندگان « نيكسون » ) نوشته شده و بازنويسي آن هم به عهده اريك راث (« فارست گامپ » و « خودي ») بوده است.فيلم تنها روايت 10 سال از زندگي و مبارزات محمد علي است. جان وويت نقش هوادار كاسل و ماريون ون پيبلز نقش مالكوم ايكس را دارند و جادا پينكت اسميت ( همسر وبل ) در نقش كوتاه نخستين همسر علي ظاهر شده است.


